~~ باران سرخ ~~

شامپو رفع سفیدی مو شامپو رفع سفیدی مو
بیش از 15 سال جوان شوید
با این شامپو دیگر نیازی به رنگ مو ندارید
درمان سرطان با سایبرنایف
بیمارستان فوق تخصصی سرطان بیکن در مالزی.درمان موثر تومورهای سرطانی
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
جمعه 8 تیر ماه سال 1386
مقالات آموزشی

1 2 3 4 5 6 7 8 9 10

11 12 13 14 15 16 17

18 19 20 21 22 23 24

25 26 27 28 29 30

 


دوشنبه 28 فروردین ماه سال 1385
آیا واقعاْ می خواهم ؟ آیا واقعاْ می خواهی ؟!

حتما تا حالا برات پیش اومده که چیزی رو از ته دلت و با تمام وجودت بخوای. آرزویی که ذره ذره وجودت نیاز به  داشتنشو فریاد می زنه. همون آرزویی که دلت به خاطرش می تپه . به امید رسیدن بهش نفس می کشی , تو  رویاهات همیشه دنبالشی. همون که دلیل زنده موندنته .

همون رویایی که بزرگترین امیته . قشنگترین رویا ی تو رویای سوگلی تو بالاترین امیدت واسه زنده موندن بالاترین  دلیلت واسه تلاش کردن.

همون چیزی که اگه بدونی یک ساعت از عمرت مونده , تموم آرزوت اونه که بهش برسی . خواستنی از جنس  آتش اشتیاق , سوزان و ملتهب , مثه نیاز یه ماهی به آب برای حیات. عین نیاز زندگی به امید برای نبریدن و  تلاش.

حسی که تو رو به ادامه دعوت می کنه , تشویقت می کنه و بهت انرژی می ده. چیزی که برای خواستنش تردید نداری , اون طور می خواهی که نرسیدن بهش برات زجره , رنجه , عذابه, و رسیدن بهش واست بالاترین شوق و لذتی که می تونی تصور کنی.

هر چیز نهایی داره , بهای خواسته تو چقدره؟ چه بهایی داره. بهای خواسته تو چقدره؟ چه بهایی واسه دریافت خواسته ات بپردازی ؟ از چه چیزارزشمند  و عزیزی واسه رسیدن بهش می گذری و مایه می ذاری؟

واسه رسیدن به همو ن رویای شیرینی که نمی تونی فراموشش کنی , نمی تونی جاشو با هیچی پر کنی . اون چیز مقدس و عزیزی که قلب و روح و جسم و تموم وجودت خواهش رسیدن به اون خواسته است. چند بار ناخواسته  تو محاصره ابرهای تیره تردید  و نا امیدی صدای تو گوشت زمزمه کرده , افسوس ,حیف که نمی شه , کاش ممکن بود, اما ممکن نیست. همون صدایی که گاهی جرات تلاش و تجربه ثمره تلاشتو ازت می گیره.

و یه روز ممکنه به خودت بگی و ببینی , تحت تاثیر اون صداها نا خوانده , تو از یاد بردی . خواستنی که از عمق وجود باشه , نتونستن و نشدن سرش نمی شه , مگه بچگی هاتو از یاد بردی, که وقتی یه عروسک یا یه ماشین پشت ویترین اسباب بازی فروشی چشمتو می گرفت هیچ منطقی پاهای معصومت واسه گذشتن از اون خواسته مردد نمی کرد.

تو اون عروسک یا ماشین رو می خواستی , اون طور می خواستی که هیچ منصرف نمی شدی. اون طور پاش وامی ستادی که صاحب اول و آخرش فقط خودت بودی!

چطوری اون لحظه نمی شه و نمی تونم و حالا بعدا پدر و مادرت رو نمی فهمی و قبول نمی کردی؟

اون طور اونو نی خواستی که نشدن برات بی معنی بود. تکان نخوردن و سفت و سخت استادن و پافشاریت جلوی اون اسباب بازی تا لحظه که بهش برسی رو از یاد بردی؟

چطوری یادت رفته خواستن, نتوانستن رو نی پذیره, اشتیاق رسیدن به یه آرزوی قلبی نتونستن و نشدنو نمی فهمه , خواستن فقط یه معنی داره اونم توانستنه؟!!

چطور شد که امروز ما بدون این که متوجه بشویم. نخواستن رو با نتوانستن عوضی گرفتیم؟ چون به درستی پی نبردیم اون جا که نتوانستیم

به سبب این بود که واقعا نخواسته بودیم. اگر فقط بخوای و باور کنی که بهش می رسی کل قانونمندی های کائنات همسو با تو می شه.خواستن به تو نیرو و انرژی می ده که تموم درهای بسته رو به روت باز می کنه و تو رو با تلاشی تجهیز می کنه که با قدرتی عظیم فقط رو یه نقطه متمرکز شده که بی شک تو رو به کامیابی می رسونه مهم ایمان و اعتقادت به خواستته , خواستن رویایی که فکر رسیدن بهش , عشق و  تقلا و تلاش رو در تو

 زنده و صد برابر می کنه  همون که تو رو مشتاق تلاش می کنه.

اگه چیزی که تو رو به تلاش کردن تشویق می کنه همون شعله داغ اشتیاقه , دیگه هیچ مانعی تو رو نمیترسونه , هیچ نگرانی دلت رو نی لرزونه , همه خواسته هات توی یه هدف جمع می شه او هدف اولویت اول و شماره یکی که همه چیز تابع اونه. و اگه چیزی هست که این جور می خوایش و این قدر برات عزیزه هیچی مانع رسیدنت به اون نمی شه.

هیچ قدرتی تاب ایستادن مقابل خواسته قلبی تورو نداره. اگه عشقت به آرزو و هدفت در اون حد متعالی و بالای خودشه , اگه آرزوی رسیدن به خواسته ات اون طور تو رو بی تاب و بی قرار می کنه که شب و روز بهش فکر می کنی , از همین حالا تو رو می بینم که به خواسته ات رسیدی و اگه بهش نرسی مقصر فقط خودتی.

هر چه خواسته تو متعالی و بزرگ تر باشه باید بهای بیشتری روی براش بپردازی پس اگه به خواسته ات نرسیدی یا اون قدر برات ارزش نداشت و نمی خواستیش که همپای بهاش براش خرج کنی و سختی و رنجش را واسه رسیدن به گنجش به جون بخری یا تو روزمرگی و بطالت زیر خروارها یاس و ترس دفنش کردی و واسه تبرئه خودت وقتی یادش افتادی فقط سری از افسوس تکان دادی و گفتی افسوس که رویای من شدنی نبود.

یادت باشه هیچ قدرتی غیر از خودت نمی تونه مانع رسیدن به خواسته هات بشود. وقتی با بی رحمی به نا امیدی و یاس اجازه می دی رویا تو را ازت بدزده و با خودش ببره وقتی خودت واسه دفاع از رویات جلوی ترس هات نمی استی از کی توقع داری برات این کار رو بکنه ؟ وقتی اون خواسته برات اون قدر ارزشمند نبوده که بهای لازم رو بپردازی چطوری توقع داری اونو به رایگان و به سادگی به دست بیاری و به سادگی طعم شیرین رسیدن به آرزوی قلبیتو بچشی؟

و چه غم  انگیز است کهیه عمر فقط به خاطر ترس تو زندگی در جا بزنی که اصلا دوستش نداری , اون زندگی ای که با روحیات و خواسته ات  تو هیچ تناسبی ندارد و فقط به خاطر این که جسارت ترکشو نداری به خاطر این که جسارت کنار گذاشتن ترستو از یاد بردی و به طعم تلخ اشتباه عادت کردی تحملش می کنی.

کی یادت داد معنی زندگی محدود به تکرار عادت هاست؟ اخرش چی؟ جاذبه این تکرارهای بی اراده حداکثر تا چند سال دیگه دوام دارد؟

بالاخره تاریخ انقضا اونم می رسه؟

گاهی به سبب ترسی که بهش چسبیدیم حتی متوجه نیستیم ترس از یه اتفاق ممکنه خیلی وحشتناک و زجر اور رخداد اون اتفاق باشه و مثه یه عمر تحمل رنج واقعی به خاطر ترس از رنج احتمالی اینده کسی چه می دونه اگه با تموم وجودت برای رسیدن به رویات تلاش کنی چی پیش می آید؟ یه نگاه به دیروزت بنداز, اگر راضیت کرد جا پای دیروزت بذار اگه غمگینت کرد , اگه اون قدر رنجت می ده که حتی دلت نمی خواد به مرورش برپردی دیگه اشتباه دیروز رو تکرار نکن.

اگه دیروز و امروز و فردات تو سیاهی و غم  و غصه مثل همن , کوتهی از خودته که هنوز به خودت نیومدی و هوشیار نشدی و نخواستی و فقط نخواستی تا بتونی به بهترین ع تغییرش بدی زندگی بی لطفی که فقط از سر عادت به تکرارش ادامه مشغولی ارزش زندگی کردن  داره؟

تنها فاصله تو با بزرگ ترین رویا ها و عزیزترین آرزوها ت فقط خواست و اراده خودته! چ.ن خواسته عمیق و قلبی تو به پشتوانه بیشترین تلاشت عامل شکوهمندترین تغییرات مثبت زندگیته تا کی نرسیدن به آرزو های قشنگتو گردن نتونستنی ها می ندازی ؟ کافیه با خودت روراست باشی کلاهتو قاضی کنی ببینی نخواستی یا نتونستی؟


دوشنبه 28 فروردین ماه سال 1385
کارهای عاشقانه
مرموز ومهیج زوجهای خلاق
والنتاین مبارک راه کارهای عاشقانه
101 داستان عاشقانه عشقهای کلاسیک
بی اختیار سوختن جشن
غیر منتظره یادداشت
روشهای عاشقانه یادداشت برداری
خلاق باشید باید و نبایدها
آماده باشید دوستت دارم
سوپرایزهای کاملا غیر قابل انتظار فقط برای آقایان
تنوعات عاشقانه فقط برای بانوان
تولدت مبارک فقط برای مجردها
راههای مخفیانه عاشقانه فقط برای متاهلین
هدایایی با ایده خلاق فقط برای مجردها(2)
اشاره های کوچک فقط برای متاهلین (2)
چیزهای کوکچک همیشه پرمعنا هستند قدرت گلها
الفبای عشق داستانهای عاشقولانه

 


دوشنبه 28 فروردین ماه سال 1385
ایده های عاشقانه

 

100 ایده عاشقانه

نویسنده مطالب: میشل وب     ترجمه: ف. کردگاری

 
 
ایده 1 ایده 2 ایده 3 ایده 4 ایده 5
ایده 6 ایده7 ایده8 ایده 9 ایده 10
ایده 11 ایده12 ایده13 ایده14 ایده 15
ایده 16 ایده17 ایده18 ایده 19 ایده 20
ایده 21 ایده22 ایده 23 ایده 24 ایده 25
ایده 26 ایده 27 ایده 28 ایده 29 ایده 30
ایده 31 ایده 32 ایده 33 ایده 34 ایده 35
ایده 36 ایده 37 ایده 38 ایده 39 ایده 40
ایده 41 ایده 42 ایده 43 ایده 44 ایده 45
ایده 46 ایده 47 ایده 48 ایده 49 ایده 50
ایده 51 ایده52 ایده 53 ایده 54 ایده 55
ایده 56 ایده 57 ایده 58 ایده 59 ایده  60
ایده61 ایده62 ایده62 ایده64 ایده 65
ایده 66 ایده67 ایده 68 ایده 69 ایده 70
ایده 71 ایده72 ایده73 ایده74 ایده 75
ایده 76 ایده77 ایده78 ایده79 ایده 80
ایده 81 ایده 82 ایده 83 ایده 84 ایده 85
ایده 86 ایده 87 ایده 88 ایده 89 ایده 90
ایده 91 ایده 92 ایده 93 ایده 94 ایده 95
ایده 96 ایده 97 ایده 98 ایده 99 ایده 100

 


دوشنبه 28 فروردین ماه سال 1385
داستانهای عاشقانه

مرد جوانی همیشه به نامزدش هدایای زیبایی می داد و آنها را به بهترین شکل کادو پیچ می کرد. روزی تصمیم

گرفت سینه ریز طلا به نامزدش هدیه بدهد.

پس به فروشنده گفت روی پلاک آن حک کند: با من ازدواج می کنی؟

 

ن جوانی به هیچ وجه فالوده دوست نداشت روزی همسرش تصمیم گرفت کاری کند که او تمام فالوده اش را

بخورد. پس روی ظرف فالوده با شربت نوشت : من عاشق تو هستم.

و زن تمام فالوده را خورد.

 

آن زن عاشق گلهاست....در نخستین سالگرد ازدواجشان شوهرش یک شاخه گل رز به او داد در دومین سالگرد

دو شاخه گل رز در سومین سالگرد....

اکنون پنجاه و دو سال از ازدواجشان گذشته است.....

 

 

همیشه به فکر باشید که سوژه هایی در زندگی داشته باشید تا بتوانید به وسیله آنها داستانهای عاشقانه ای

طراحی کنید و از نوشتن آنها لذت ببرید.

 


دوشنبه 28 فروردین ماه سال 1385
عشق در حمام

بر روی آینه حمام با صابون برای همسرتان بنویسید:

(( دوستت دارم...))

شام و صبحانه را در زیر نور ملایم شمع میل کنید.

عشق حد و مرز نمی شناسد..... برای اثبات این موضوع بر روی تمامی اشیائی که زمان را به شما نشان

می دهد روکش بیندازید عشق در تمامی لحظات وجود دارد..

جمله دوستت دارم را به تمامی زبانهای دنیا حتی زبانهایی که کاربردی ندارند بیاموزید.


   1      2      3      4    >>
عناوین آخرین یادداشت ها
خوش آمدید
تیر 1386
ش ی د س چ پ ج
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30 31          
آرشیو
عضویت کاربران بلاگ اسکای
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 14334